على ربانى گلپايگانى

199

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

اگر براى يك موجود ، دو وجود فرض شود ، هويت عينى آن متعدد خواهد بود . و اين محال است ( اجتماع نقيضين خواهد بود ، هم واحد است و هم واحد نيست ، زيرا كثير و متعدد است ) . و بالجمله محال است كه يك موجود به بيش از يك وجود موجود گردد ، خواه هردو وجود در يك زمان باشند و عدم ميان آن دو فاصله نشود و يا آنكه در دو زمان باشند و عدم ميان آن دو فاصله گردد ، زيرا محذور عقلى در هردو صورت يك چيز است و آن عينيت و وحدت ، با فرض دوئيت و اثنينيّت وجود مىباشد » سپس مىگويد : « اين مطلب كه تقرير نموديم يعنى تكرر وجود براى شىء واحد با فرض تخلل عدم ميان آن دو ، مقصود از اعادهء عين معدوم مىباشد » « 1 » . مقصود از معدوم شدن موجود چيست ؟ مطلب ديگرى كه تشريح و توضيح آن لازم است ، اين است كه مقصود از معدوم شدن موجود چيست ؟ و اصولا چگونه عدم بر موجودى طارى مىگردد و به آن نسبت داده مىشود ؟ اين مطلب نيز به معانى مختلفى به كار مىرود كه برخى صحيح و برخى نادرست مىباشد . 1 - عدم به عنوان امرى معارض و مزاحم ، طارى بر وجود مىگردد و به صورت يك دشمن و حريف آن را از متن واقع برمىدارد ، اين معنا همان تصورى است كه در ذهن‌هاى عاميانه و ابتدايى وجود دارد ، در صورتى كه معنائى باطل و بىپايه و پندارى محض است ؛ زيرا عدم عارض بر وجود از دو صورت بيرون نيست : الف : بر وجود در همان مرتبه و ظرف خاص كه آن را اشغال كرده است طارى مىشود ، چنين چيزى محال است ، زيرا اجتماع نقيضين خواهد بود . ب : عدم طارى بر وجود مىگردد ، لكن در مرتبه و ظرفى ديگر . اين معنا هم محال است ، زيرا هرموجودى غير از مرتبه و وعاء خاص خود ، محال است در مرتبه و وعاء ديگرى موجود گردد ، بنابراين هرگاه هرموجودى تنها يك هستى و يك

--> ( 1 ) نهاية الحكمه ، مرحلهء ( 1 ) فصل ( 5 ) .